سلام
راستش قصد نداشتم جز شعر چيز ديگه اي توي وبلاگ بنويسم ولي به خاطر يكي از دوستان تصميم گرفتم مطالب ديگه اي رو با موضوع ادبيات و شعر آذربايجان تقديمتون كنم.
زندگينامه علي آقا واحد
علی آقا اسكندراوف متخلص به واحد شاعر بزرگ آذربایجان در سال ۱۲۷۴هجری شمسی در روستای ماساچیر در حومه باکو متولد و در سال ۱۳۴۴هجری شمسی در باکو چشم از جهان فروبست.
علی آقا واحد در يك خانواده روستائی زاده شد . بعد از چند سال تحصيل ، مدرسه را ترك كرده و در شهر باكو برای امرار معاش به بقالی و سپس نجاری و خراطی مشغول شد . بدليل استعداد و شوقي كه به ادبيات داشت ، روزنامه ها و نشريات مختلفي را كه در باكو چاپ و منتشر می شدند مطالعه می كرد و اشعاری را كه سروده بود برای دوستانش می خواند.
بر اثر تشويق دوستانش ، مدتی را در نزد شاعر بزرگ باکو ، عبدلخالق یوسف به فراگيری فنون شعر پرداخت . در جلسات ادبی كه در منزل استادش برگزار می شد شركت می كرد و از محضر ادبا و شعرائی چون آقاداداش منیری و صمد منصوری و عبدالخالق یوسف بهره می جست و اشعار خود را نيز در همين مجالس عرضه می كرد . تخلص واحد را نيز در همين مجلس ادبی به او دادند . واحد در شعر و شاعری ، در حدی بود كه به وی يادگار فضولی می گفتند.
علی آقا واحد برای اولين بار يكی از اشعار خود را در روزنامه اقبال باكو بچاپ رساند . و بعد از آن همه ناشرين مجلات و روزنامه ها طالب چاپ اشعار وی شدند.
واحد در جوانی عاشق دختری بنام زلفيه شد . ولی زلفيه علی جوان را با همه احساسات پرخروش و عواطفی كه مختص انسانهائی با روحيات شاعرانه است تنها گذاشت . علی بعد از شكست در عشق، عشق زدگی را طور ديگر می ديد و برای بيان دنيای تجرد خود به سرودن شعر روی می آورد .
علی آقا واحد درهفتاد سالگی به سال ۱۳۴۴ هجري شمسي در باكو چشم از جهان فرو بست . او تا آنجا مورد غضب عمال حكومت كمونيستی شوروی قرار داشت كه وقتی در اتاق مخروبه اش جان سپرد دوستداران و علاقمندانش از ترس مامورين حكومتی جنازه اش را مخفيانه به قبرستان انتقال دادند . چون خوف اين را داشتند كه به دليل كينه ورزی اجازه دفن جنازه واحد را در باكو ندهند .
موضوعات مرتبط: زندگينامه شاعران

